۱۳۸۶ دی ۱۱, سه‌شنبه

..


حالا ديگه نه از چهارشنبه آخر ماه كه بايد از هر چهارشنبه اي بترسم....راحله رو بردند انفرادي تا فردا صبح دار زده بشه....ديگه واقعن نمي دونم چيكار ميشه كرد...همين روز عيد غدير بود كه راحله زنگ زده بود و مي گفت كه چيزي نمونده تا چهارشنبه آخر ماه....ولي امروز گريه كنان زنگ زده كه با كلي اصرار موافقت كردند كه قبل از اين كه ببرندش انفرادي به زهره زنگ بزنه و بگه كه قراره صبح اعدام بشه....