۱۳۸۸ مرداد ۱۰, شنبه

ما پیروز می‌شویم

این اولین باری نیست که اعترافات تلویزیونی می بینیم...از همون روزهایی که بچه بودیم و جنگ بود و تلویزیون فقط دو شبکه داشت که بعضی ساعات روز برنامه داشت....افرادی که شرح خرابکاری هاشون!!! رو می دادند و در پایان هم از ملت و رهبری می خواستند تا اونها رو ببخشند...از چندسال قبل نوبت دوستان روزنامه نگارمون بود....و امروز هم ...همه اعتراف می کردند و اعتراف می کنند...همه هم از شرایط خوب زندان میگن و از این که هیچ بدرفتاری باهاشون نشده...ولی همه می دونستیم که دارند دروغ میگن...دارند در مورد شرایط زندان و کارهایی که کردند دروغ میگن....دروغ میگن تا از اون دیوارهای بلند شاید زودتر آزاد بشن...دروغ میگن چون انسانند و انسان ها باید زنده باشند تا بتونن ادامه بدهند...دروغ میگن چون تحت فشار و شکنجه هستند و انسان ها تا یک حدی می تونن شکنجه رو تحمل کنند...زندان بدترین جای دنیاست حتی اگه شکنجه ات نکنند...باید زندان بوده باشی تا بفهمی زندان یعنی چی...


ولی ما بالاخره پیروز میشیم یک روز....این نشان پیروزی است...میشه دستهات رو به نشان پیروزی به آسمان بلند کنی در همون حالی که در سکوی متهم ایستادی ولی از خودت دفاع نمی کنی...که حق دفاع نداری....بالاخره پیروز میشیم...دیر یا زود...سرهایتان را بالا بگیرید، افراشته تر از هر زمانی ای متهمان راه آزادی و دمکراسی....