ساحل دریایی که فقط ماهیگیران را می توانستی بر آن ببینی با قایق های چوبی قدیمی و تورهایی که داشتند جمع می کردند و حاصل اولین صید پاییزه شان بود....جنگل های شاید هنوز بکری که پای درختهای کاجش یک عالمه میوه کاج ریخته بود....ابرهایی که این قدر نزدیک بودند به تو که فکر می کردی داری خواب می بینی...و غذایی ساده که حاصل مشارکت حداقل ده نفر بود برای آماده شدنش ...یک عالمه خاطره و خنده از در جمع افرادی بودن که به نظرم می تونستند عصبانی ترین و بداخلاق ترین آدمهای روی زمین رو هم بخندونند....تجربه خیلی به یادماندنی بود این سفر مخصوصن دور بودن از هر خبر و اتفاقی....یک عالمه هم باید تشکر کنم از دوست خوبی که من رو هم دعوت کرد به این سفر...
.
پی نوشت۱: این چند روز مرخصی رو خیلی دوست داشتم...هرچند دلم برای بچه های گروه مون تنگ شده خیلی .... و یکی دو شبی هم باز کابوس می دیدم که گزارش صفحه گزارش اجتماعی حذف شده و هیچ گزارشی برای جایگزینی نداریم(هرچند همیشه یک گزارشی ذخیره داریم) و چقدر اعصابم در خواب به هم می ریخت که حالا باید چه خاکی بر سرم بریزم...
پی نوشت۱: این چند روز مرخصی رو خیلی دوست داشتم...هرچند دلم برای بچه های گروه مون تنگ شده خیلی .... و یکی دو شبی هم باز کابوس می دیدم که گزارش صفحه گزارش اجتماعی حذف شده و هیچ گزارشی برای جایگزینی نداریم(هرچند همیشه یک گزارشی ذخیره داریم) و چقدر اعصابم در خواب به هم می ریخت که حالا باید چه خاکی بر سرم بریزم...
پی نوشت۲: زهرا كوچولو يكي از اين فرشته هاي نازنين بود يكي از سيزده فرشته ي كوچك 5 تا 9 ساله كه دوست داشتند عكاس شوند.. فرشته هاي كوچكي كه خيلي از چيزهايي كه دوست داشتند و حق و سهم روزهاي كودكي شان بود را نداشتند،پدر و مادر... نمایشگاه جالبی بود این نمایشگاه عکس...نمایشگاه گروهی از کودکان بی سرپرست که تحت حمایت یک موسسه خیریه هستند....
پی نوشت۳: دوست خوبی که تا حالا ندیدمش، هماهنگی هایی رو برای تهیه گزارش و سفر به زاهدان داره انجام میده که باید پیشاپیش از زحماتش تشکر کنم....این هم یکی از خوبی های وبلاگ نویسی....
پی نوشت۴: نمی دونم چرا دوست ندارم که برای بعضی پست ها مخصوصن پست هایی که جنبه شخصی تری دارند، جای کامنت بگذارم ولی این بار بخش نظرات رو به خاطر گلایه دوستی باز می گذارم که شاکی بود از این که چرا باید برای نظر دادن در مورد یک پست تا انتهای صفحه وبلاگ بره...(فقط وای به حال این دوست اگه کامنت نگذاره)
پی نوشت۵: چقدر عجیبه که از وقتی که بلاگ رولینگ خراب شده من هم پینگ نکردم ولی بعد از کامنت مهجاد دیدم به طرز عجیبی گویا پینگ شدم ...این هم از عجایب بلاگ رولینگ..