نمی دونم در این موارد چی میگن....تموم کرد یا تموم شد....نسرین عزیزم دیشب تموم کرد....از روزی که دکتر گفت تا دو روز دیگه بیشتر زنده نمی مونه یک ماه گذشت....یک ماه با درد نفس های آخر رو کشید ....در این مدت سه بار عمل شد و هر بار حالش بدتر شد...ظهر که این خبر رو شنیدم نشستم پشت این سیستم و شروع کردم به نوشتن گزارشی که باید می نوشتم ...فکر می کردم این طوری گریه هام تموم میشه و این توانایی رو پیدا می کنم که به عمو زنگ بزنم ...گزارش بعد از شش ساعت نوشتن تموم شد ولی هنوز من نتونستم زنگ بزنم ....خیلی سخته که بخوای بگی راحت شد و دیگه زجر نمی کشه...ولی ایکاش این همه زجر نمی کشید....